السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

143

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

شترانى سوار كرد كه پاره گليمى بر پشت‌شان انداخته شده بود نه محملى داشتند نه سايبانى در ميان سپاه دشمن همه با صورتهاى گشوده با اينكه آنان امانتهاى پيغمبران خدا بودند و آنان را هم چون اسيران ترك و روم در سخت‌ترين شرايط گرفتارى و ناراحتى باسيرى بردند خدا خير دهد بشاعرى كه بدين مضمون شعرى گفته است : درود حق بفرستند بر رسول و ولى * كشند زادهء او را و اين چه بوالعجبى است و ديگرى بدين مضمون گفته است : بروز حشر ندانم كه قاتلان حسين * چگونه چشم شفاعت بجدّ او دارند ؟ و روايت شده است : كه سرهاى ياران حسين ( هفتاد و هشت ) سر بود كه قبائل عرب به منظور تقرّب بدر بار عبيد اللَّه بن زياد و يزيد بن معويه